صهبای رضوان

تا مدتی بياييد اينجا پيشم .

جوری هست که خوشتون بياد .

www.sahbayerezvan.persianblog.ir

راستی نظرتون در مورد سيد طاها  چيه ؟ ( اسم برا گل پسرم )

اگه خدا بخواد بهمن ماه مهمون خونمون ميشه .

 

 

  
نویسنده : رضوان ; ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ دی ،۱۳۸٤


زيباترين قلب

زيباترين قلب

 

روزي مرد جواني وسط شهري ايستاده بود و ادعا مي كرد كه زيباترين قلب را در تمام آن منطقه دارد. جمعيت زيادي جمع شدند. قلب او كاملاً سالم بود و هيچ خدشه اي بر آن وارد نشده بود. پس همه تصديق كردند كه قلب او به راستي زيباترين قلبي است كه تاكنون ديده اند. مرد جوان، در كمال افتخار، با صدايي بلندتر به تعريف از قلب خود پرداخت. ناگهان پيرمردي جلو جمعيت آمد و گفت:اما قلب تو به زيبايي قلب من نيست.
مرد جوان و بقيه جمعيت به قلب پيرمرد نگاه كردند. قلب او با قدرت تمام مي تپيد، اما پر از زخم بود. قسمتهايي از قلب او برداشته شده و تكه هايي جايگزين آنها شده بود؛ اما آنها به درستي جاهاي خالي را پر نكرده بودند و گوشه هايي دندانه دندانه در قلب او ديده مي شد.
 در بعضي نقاط شيارهاي عميقي وجودداشت كه هيچ تكه اي آنها را پر نكرده بود. مردم با نگاهي خيره به او مي نگريستند و با خود فكر مي كردند كه اين پيرمرد چطور ادعا مي كند كه قلب زيباتري دارد؟
 
مرد جوان به قلب پيرمرد اشاره كرد و خنديد و گفت:تو حتماً شوخي مي كني....قلبت را با قلب من مقايسه كن. قلب تو، تنها مشتي زخم و خراش و بريدگي است.
 پيرمرد گفت:درست است، قلب تو سالم به نظر مي رسد، اما من هرگز قلبم را با قلب تو عوض نمي كنم.  هر زخمي نشانگر انساني است كه من عشقم را به او داده ام؛ من بخشي از قلبم را جدا كرده ام و به او بخشيده ام. گاهي او هم بخشي از قلب خود را به من داده است كه به جاي آن تكه بخشيده شده قرار داده ام. اما چون اين دو عين هم نبوده اند، گوشه هايي دندانه دندانه در قلبم دارم كه برايم عزيزند، چرا كه يادآور عشق ميان دو انسان هستند.
بعضي وقتها بخشي از قلبم را به كساني بخشيده ام. اما آنها چيزي از قلب خود به من نداده اند. اينها همين شيارهاي عميق هستند. گرچه دردآورند، اما يادآور عشقي هستند كه داشته ام. اميدوارم كه آنها هم روزي بازگردند و اين شيارهای عميق را با قطعه اي كه من در انتظارش بوده ام، پر كنند.
 
پس حالا مي بيني كه زيبايي واقعي چيست؟؟؟
 
 مرد جوان بي هيچ سخني ايستاد.
در حالي كه اشك از گونه هايش سرازير مي شد به سمت پيرمرد رفت. از قلب جوان و سالم خود قطعه اي بيرون آورد و با دستهاي لرزان به پيرمرد تقديم كرد. پيرمرد آن را گرفت و در قلبش جاي داد و بخشي از قلب پير و زخمي خود را به جاي قلب مرد جوان گذاشت. مرد جوان به قلبش نگاه كرد؛ ديگر سالم نبود، اما از هميشه زيباتر بود. زيرا كه عشق، از قلب پيرمرد به قلب او نفوذ كرده بود.
 
 
 
راستی تا يادم نرفته بگم که دنبال يه اسم قشنگ برا گل پسرم می گردم .
 
 
خوشحال ميشم کمکم کنيد .
فقط خواهشا اسم باشه جفنگ نباشه .
ممنون از همتون .
 
 

  
نویسنده : رضوان ; ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ آذر ،۱۳۸٤


عشق يعنی ... .

 

عشق يعنی وقف کردن بی چشمداشت خويش .

عشق يعنی خود را تماما بخشيدن به اين اميد که عشق ما

 در معشوق عشق بيافريند .

عشق کامل عشقی است که هرآنچه که دارد مي بخشد

و چيزی در مقابل طلب نمی کند . مسلما اين عشق با مسرت آنچه را

به او ارزانی می شود می گيرد . هر چه بيشتر بهتر .

 اما هرگز تقاضای گرفتن آنرا نمی کند .

زيرا اگر انتظاری نداشته باشی و چيزی نخواهی هرگز فريب نمی خوری

و مايوس نمی گردی . تنها زمانيکه عشق طلبکار می شود

درد از راه می رسد . ......

و کم هستند کسانی که بی پاداش عشق ورزند ...........          

  اريک فروم

 

 

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
                            
طلب مهر ز هر بی سر و پایی نکنیم
 
مهربانی صفت بارز عشاق خداست
               
 یادمان باشد از این کار ابایی نکنیم.
 
 
 
 

  
نویسنده : رضوان ; ساعت ٩:۱٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ آذر ،۱۳۸٤


تغييرپذيری

  خود را تغيير دهيد

تا دنياي شما تغيير كند.

برای تغییر دادن این دنیا نیازی نیست که نقش سیاستمداران و دیپلمات ها را بازی کنیم، فقط کافی است انسانهای با هدفی باشیم که می خواهند بین همه انسان ها پل محبت بسازند. با هدف و اراده ای درونی به اینکه باید تغییری انجام شود، افراد تاثیر گذار از خانه های خودمان بیرون می آیند، کسی از همسایه هایمان یا همکاران می توانند باشند.

من کاملاً معتقدم که تغییرات بیرونی از تغییر اهداف درونی ما سرچشمه می گیرد. همانطور که صورت هایمان می تواند بازتابی برای امیال درونیمان باشد، طرز فکرمان هم می تواند همه افکارمان را تحت تاثیر قرار دهد. موهاتما گاندی در جایی می گوید: "شما باید منشا آن تغییری باشید که دوست دارید در دنیا ببینید."

تغییر دادن لزوماً انجام دوباره کارهای افراد و متغیرهای قبلی که قبل از ما بوده اند و قدم گذاشتن جای قدم های آن ها نیست. برای هر تغییر جدید نیاز به فکر جدید و تازه ای است که قبلاً استفاده نشده باشد. فقط تغییر دادن مهم نیست، انجام کاری متفاوت هم بسیار مهم است. کوفی عنان رئیس سازمان ملل گفته است: "اگر کاری قبلاً انجام نشده است، دلیل نمی شود که نمی توان آن را انجام داد؛ فقط به این معنی است که شما می توانید اولین نفر برای انجام آن باشید."

می خواهم تشویقتان کنم: هدف و اراده ای درونی در خود ایجاد کنید تا بتوانید دست به تغییر بزنید. راهی را انتخاب کنید که افراد کمتری از آن عبور کرده اند و ناشناخته تر است.

طرز فکر ما روی تک تک افکارمان تاثیر می گذارد. طرز فکر شما روی چه پایه ای بنا شده است؟ آیا دیگران را می بخشید و می توانید آنها را دوست داشته باشید؟ آیا تا به حال پیش آمده است که خود را دوست داشته یا ببخشید؟ اولین تغییر باید در تغییر نحوه نگرش شما به خودتان و دنیای اطرافتان باشد.

نیم نگاهی به زندگیتان بیندازید. آن را چگونه توصیف خواهید کرد؟ شاد؟ پر اشتیاق؟ پر هیجان؟ پر استرس؟ رو به پیشرفت یا رو به تنزل؟ برای خیلی ها همه این حالات در یک زمان وجود دارد. خیلی چیزها هست که آرزویش را در سر می پرورانیم. خیلی چیزها هست که دوست داریم فراموششان کنیم. در انجیل آمده است که مسیح می آید تا همه چیز را دوباره از نو بسازد. اگر می توانستید زندگیتان را از نو آغاز کنید، آنوقت چگونه آن را می ساختید؟

  
نویسنده : رضوان ; ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ آبان ،۱۳۸٤


بهانه

  بهانه ـــــــــ

 

کنار آشنايی تو  آشيانه می کنم .......

فضای آشيانه  را

                   پر از ترانه ميکنم ............

کسی سوال ميکند :

             به  خاطر  چه  زنده ای ؟؟

و من  برای زندگی ........

                           ترا  بهانه ميکنم  ...!!!!

 

 
 شادی و اندوه


شادی همان اندوه بی نقاب شماست.
چاهی که خنده های شما از آن بر می آید،چه بسیار که با اشک های شما پر می شود.
و آیا جز این می تواند بود؟
هر چه اندوه درون شما را بیشتر بکاود،جای شادی در وجود شما شما بیشتر می شود.
مگر کاسه ای که شراب شما را در بر دارد همان نیست که در کوزه ی کوزه گر سوخته است؟
مگر آن نی که روح شما را تسکین می دهد،همان چوبی نیست که
درونش را با کارد خراشیده اند؟
هر گاه شادی می کنید،به ژرفای دل خود بنگرید تا ببینید که سر چشمه ی شادی به جز
سر چشمه ی اندوه نیست.
و نیز هر گاه اندوهناکید باز در دل خود بنگرید تا ببینید که گریه ی شما از برای آن چیزی است که مایه ی شادی شما بوده است.
پاره ای از شما می گویید"شادی برتر از اندوه است "و پاره ای می گویید"نه،اندوه برتر است"
اما من به شما می گویم که این دو از یکدیگر جدا نیستند.
این دو با هم می آیند،و هر گاه شما با یکی از آنها سر سفره می نشینید،به یاد داشته باشید که آن دیگری در بستر شما خفته است.
به راستی ،شما همچون ترازویی میان اندوه و شادی خود آوبخته اید.
فقط آنگاه که خالی هستید در یک ترازو آرام می مانید.
هر گاه خزانه دارشما را بر می دارد تا زر و سیم خود را اندازه بگیرید،
شادی و اندوه شما نا گزیر زیر و زبر می شود.

پیامبر و دیوانه
جبران حليل جبران

        
 
 

  
نویسنده : رضوان ; ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ شهریور ،۱۳۸٤


تو می آیی

 


 

 

 صدای عبور قطار هفته هایی از سالهای عمرم به گوش می رسد

 و من تلخ از ثانیه های بیهوده عمرم دور می زنم و در خیالاتم غرق می شوم.

 

  استغنای حضورت دستانم را می آلاید و فکر فضای گرفته و غم انگیز جمعه های

 

 این ماه و کاسه صبری که لبریز می شود.

 

  عرفات وجودم دور می زند . میان کعبه جمال محمدی ات و حجرالاسود

 

 غرور خاکستری ام می شکند.

 

ذکر حضورت را زمزمه می کنم زیر لب و یا نه ! فریاد می زنم .

 

صبوحی از جام می ات می نوشم

 

و مست از حضور آسمانیت می نویسم :


 
تو می آیی

 

 

 

 

 

  
نویسنده : رضوان ; ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ امرداد ،۱۳۸٤


مبارک

************************

سلام و درود فراوان بر شما خوبان .

ايام خوش و فرخنده بر شما مبارکباد .

************************

کسي معني عشق را فهميده باشد  
         
                                  كه اعجاز ِ چشم تو را ديده باشد

بهار نگاهت چو رنگين کمانيست   
 
                                                     که گل بر سر شهر باريده باشد

و يا کوچه باغي ست خلوت که در آن 
       
                                           نسيم دو لبخند پيچيده باشد

شبي نيست کز روزن مات رويا   
   
                                                     نگاهم برويت نلغزيده باشد

ترا از صميم دلم دوست دارم    
   
                                            کس از اين صميمانه تر ديده باشد؟

گلي نيست اين دل که چون هرزه رويان   
  
                                         به آهنگ هر باد رقصيده باشد
 
            

 

  
نویسنده : رضوان ; ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳ امرداد ،۱۳۸٤


در کوچه سار شب

 

 

اين يه شعر زيباست از هوشنگ ابتهاج .

من که خيلی باهاش صفا می کنم . شما رو نمی دونم .

 

 در کوچه سار شب

 

درين سرای بی کسی ، کسی به در نمی زند

به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند

يکی ز شب گرفتگان چراغ برنمی کند

کسی به کوچه سار شب درِ سحر نمی زند

نشسته ام در انتظار اين غبار بی سوار

دريغ کز شبی چنين سپيده سر نمی زند

دل خراب من دگر خراب تر نمی شود

که خنجر غمت از اين خراب تر نمی زند

گذرگهی است پر ستم که اندرو به غير غم

يکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند

چه چشم پاسخ است از اين دريچه های بسته ات

برو که هيچکس ندا به گوش کر نمی زند

نه سايه دارم و نه بر بيفکنندم و سزاست

اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی زند .

هوشنگ ابتهاج (ه . ا . سايه )

 

 

موفق باشيد و پاينده .

 

  
نویسنده : رضوان ; ساعت ٤:٤٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ خرداد ،۱۳۸٤


زيارت

 

السلام عليک يا امام الرئوف

 

 

جای همه ی دلای عاشق ، خالی بود  .

آخ چه صفايی داره قبل از اذان صبح تو حرم باشی .

بايد باشی و اون صفا رو حس کنی تا بفهمی که من چی ميگم .

تا يادم نرفته بگم که برا همتون دعا کردم .

خدا قسمتتون کنه .

 

  
نویسنده : رضوان ; ساعت ۸:٥٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۱ خرداد ،۱۳۸٤


لياقت

سلام و عرض ادب به همه ی شما

بر و بچه های خوب و مهربون و دوست داشتنی .

شماهايی که مطمئنم هم برا من و هم برا همه ی مردم مملکتمون دعا می کنيد .

*************************

به نظر من هر کسی نميتونه ادعا کنه که عشق به سرغش مياد و می تونه ادعای عاشقی کنه . اين خود عشق هستش که بايد طرف رو شايسته ببينه و با ديدن لياقتش ، به سراغش بره .

آيا نظر شما هم همينطوره که اگه عشق ما رو شايسته ببينه به سراغمون مياد ؟؟؟؟؟

راستی اگه جوابتون مثبته ، ما بايد چه کنيم تا شايستگی استقبال از عشق تو وجودمون فراهم بشه ؟؟؟؟؟

و تازه اينکه، اين عشقی که ما ميخواهيمش، سمت و سوش آسمونيه يا زمينی ؟؟؟؟

*****************************

با آرزوی اينکه وجودتان ميزبان شايسته ای برای عشق باشد

 

  
نویسنده : رضوان ; ساعت ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ خرداد ،۱۳۸٤


آدم باصفا

سلام و عرض ادب .

اگر غفلت نهان در سنگ خارا می کند ما را

جوانمرد است درد عشق ، پيدا می کند .

آيا با من موافقيد؟

********************************

با کدامین حال می توان نوشت

                     حالی که تو نیستی و دل تو را می خواند

 با کدامین حال می توان نوشت

                     حال که واژه ها هم تو را بهانه می گیرند.

 نمی دانم چرا می نویسم ؟؟؟

 اما می دانم، برای او می نویسم!!!

                                    شاید بخواند

                                                و شاید دردم را بداند.

اينها ابتدای شعر يه آدم باصفاست .

لطف کنيد يه سری بهش بزنيد تا مشتری حرفای قشنگش بشيد .

ممنون که دعوتم رو می پذيريد .

 

  
نویسنده : رضوان ; ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ اردیبهشت ،۱۳۸٤


دعوت عمومی برای انجام کار خير

 

 

آن دم که دل به عشق دهی ، خوش دَمی بود

       

  در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست

 

 

 

 

آری اگر عشق را فرا راه خود قرار دهیم و در آنسوی مقصد ،به

 

 شادی دل نیازمندانی فکر کنیم که با عزت نفس بالاشان ، 

 از دراز کردن دست نیازشان شرم دارند ، آنگاه خود را در تلاطم

 مواج دریای خیر و نیکی و احسان می اندازیم تا کمکی کرده

 باشیم بدین منظور که مرهم دل زخم دیده ی آنان باشیم .

 

 

پس یاران ، همراهان ، دوستانِ دوستدارِ نیکی و بذل و بخشش و ...!

 

 بیایید در حلقه ای عاشقانه ، دل در گرو کمک به این نیازمندان

 

داشته باشیم و از عمق وجود خود را نثار و ایثارشان کنیم .

 

 

 

 

 

دوستانتان را ، در این راه پرفراز و نشیب تنها نگذارید .

 

 

وعده دیدار : جمعه 9ارديبهشت  – ساعت 12

 

 

 

 

 

آدرس :

 

خ دکتر شریعتی – 300 متر بالاتر از پل سیدخندان

 

سمت چپ خ شهید مجتبایی – سمت چپ خ شهید کاویان

 

سالن آمفی تئاتر

 

دانشکده علوم ، دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی

 

و یا

 

پل سیدخندان – خ جلفا – بالاتر از فرهنگسرای هنر (ارسباران )

 

خ شهید کاویان - سالن آمفی تئاتر

 

دانشکده علوم ، دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی

 

 

 موسسه مددانديشان جوان

 

  
نویسنده : رضوان ; ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٤ اردیبهشت ،۱۳۸٤


مدد ، احسان ، دستگيری

نام خود نيک برآريد که در گنبد چرخ 

اين صدايی است که در روز جزا می ماند .

بياييم به شکرانه توانمندی و به پيروی از مولای دستگيران, دست ناتوان گيريم و دستگيری کنيم.

دوستان خوب و نازنين!

جونم براتون بگه که با يک سری از دوستان و رفقا برنامه تشکيل و تاسيس يک موسسه فرهنگی رو برای انجام امور خيريه و خيرخواهانه ترتيب داديم تا اين که تونستيم به خواست خدا به سراغ مراحل ثبت اين موسسه در سازمان ملی جوانان بريم و اگر خدا بخواد تو يکی دو هفته آينده اين کار هم تموم ميشه و ميتونيم به طور رسمی شروع به فعاليت کنيم.

به جهت اينکه درِ اين موسسه به روی همه کس باز هست, لازم مي بينم از اهداف و موضوعات کاريمون کمی براتون بگم تا بتونيد با توجه به تواناييها و دغدغه هايي که تو اين زمينه داريد,با ما همراه بشيد تا بتونيم دردی هر چند کوچک و ناچيز از دردهای قشر محروم و مستضعف جامعه مون رو درمان کنيم. ان شاء الله.

مختصری از اهداف موسسه مدد انديشان جوان:

- فراهم آوردن محيطی مناسب , به جهت انجام فعاليتهای فرهنگی, آموزشی, رفاهی و خير خواهانه برای نيازمندان.

- شناخت و طرح آسيبهای اجتماعی و ايجاد بستری مناسب به منظور حل مشکلات افراد نيازمند جامعه.

- به روز کردن اطلاعات و آگاهيهای اعضای موسسه در مورد آسيبها و مشکلات قشر نيازمند و محروم.

- و ....

مختصری از فعاليتها و برنامه های پيشنهادی:

کميته فرهنگی: راه اندازی کتابخانه سيار, تهيه و چاپ نشريه داخلی, تهيه فيلم و تيزر و عکس, تدارک برنامه های تفريحی, شاد, اردو, بازديد و ..., برگزاری برنامه ها و همايشهای فرهنگی برای خانواده های تحت پوشش و اعضای موسسه, برگزاری مسابقات متنوع فرهنگی و ...

کميته آموزشی, برگزاری کلاسها و کارگاه های آموزشی در مورد مسائل رفتاری, روانشناسی, بهداشتی و ...

کميته تبليغات و مراسم: برگزاری همايشها و مراسمهای گوناگون, اجرای کنسرت, بازارچه های خيريه, برگزاری جشن های آموزشی, فرهنگی و ملی-مذهبی

کميته مدد, استفاده از حضور کارشناسان, روانشناسان, پزشکان و ... برای کمک به نيازمندان, تهيه قلک مدد, اجرای طرح کوچه های رحمت (کمک پنهانی به نيازمندان) تشکيل گروه امداد, انجام خدمات پزشکی و درمانی (به صورت ثابت و سيار).

و فعاليتهای مناسب ديگری که همه ما می توانيم در ذهنمان داشته باشيم و با کمی کوشش آنها را عملی کنيم. به هر حال اميدواريم دست ياریمان را صميمانه بفشاريد و برای حضور در اين جمع که همگی دوستان جوان شما هستند, اعلام آمادگی کنيد.

برای اعلام آمادگی می توانيد هم از طريق اين وبلاگ ، هم از طريق وبلاگ مدد انديشان جوان و يا از طريق ايميل های rezvanh20@yahoo.com , madadandishan@yahoo.com  با ما در تماس باشيد .

به اميد حضور سبز شما دوستان .

 

  
نویسنده : رضوان ; ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ اسفند ،۱۳۸۳


قافله عشق

یاران ! این قافله ، قافله عشق است

 و این راه كه به سرزمین طف در كرانه

فرات می رسد ، راه تاریخ است

و هر بامداد این بانگ از آسمان  می رسد كه :‌الرحیل ، الرحیل . 

از رحمت خدا دور است  كه این باب شیدایی را بر

مشتاقان لقای خویش ببندد.

اين دعوت فیض آنی است كه علی الدوام ، زمینیان را به سوی آسمان

می كشد و ...

بدان كه سینه تو نیزآسمانی لایتناهی است با قلبی كه در آن ،

چشمه خورشید می جوشد

و گوش كن كه چه خوش ترنمی دارد در تپیدن ؛

 حسین ، حسین ، حسین ،‌حسین .

نمی تپد ، حسین حسین می كند .

یاران ! شتاب كنید كه زمین نه جای ماندن ،

كه گذرگاه است ... گذر از نفس به سوی رضوان حق .

هیچ شنیده ای كه كسی در گذرگاه ، رحل اقامت بیفكند ؟...

و مرگ نیز در اینجا همه با تو نزدیك است كه در كربلا ،

و كدام انیسی از مرگ شایسته تر ؟

كه اگر دهر بخواهد با كسی وفا كند و او را از مرگ معاف دارد ،

حسین كه از من و تو شایسته تر است .

الرحیل ، الرحیل ! یاران شتاب كنید.

   سيد مرتضی آوينی

 

  
نویسنده : رضوان ; ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ بهمن ،۱۳۸۳


غدير مبارکباد .

 

ببينم يه سيد پيدا نميشه

به ما عيدی بده ؟؟؟

البته چرا . اگه همه سيدا مثل من باشن ،

 حتما عيدی هم ميدن . ناراحت نباشين 

 

  
نویسنده : رضوان ; ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٧ بهمن ،۱۳۸۳


عشق و عشق و عشق

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 آنگاه كه آدم و حوا از بهشت به زمين فرستاده شدند,

حوا موهاي خود را كه در بهشت شانه كرده و بسته بود ، بازكرد.

همانطور كه باد بر موهاي او مي وزيد , هواي معطر بهشت را

كه در ميان موهاي او باقي مانده به اين سو و آنسوي عالم مي بُرد

 و گل ها و گياهان را خوشبو مي كرد و آهوي مشك از آن

گياهان خورد و نافه اش مشكين شد.  و آنگونه بودكه بر اريكه

اين گرد كوچك خاكي و سبز

 شكلي از موجهاي مواج انرژي بهشتي از

 سرسراي عالم ملائك و بركات فيض عظيم حق تعالي ، در

تلاطمي از مستي به نام و قرعه انسان دست برانداخت ونامی

 از جنس وامانده هاي روح پاك خالق هستي در عطري و لوايي

از بهشت در زمين به نام و طعم عشق را شكل داد .      

                       برگرفته از سايت آوای آرام  نوشته زهره بندی

و اما عشق چيست ؟؟؟

 شخصي به همسرش مي گويد : من عاشق تو هستم

و بدون تو نمي توانم زندگي كنم .

اين عشق نيست ، گرسنگي است . شما نمي توانيد

 در آن واحد هم كسي را دوست بداريد وهم بي تابانه نيازمندش باشيد .

عاشق واقعي كسي است كه معشوق خود را

آزاد مي گذارد تا خودش باشد .در عشق اجباري نيست .

عشق يعني امكان انتخاب به معشوق دادن .

پس دوستان ! براي آنكه كسي يا چيزي را به دست بياوريد،

رهايش كنيد.

 

  
نویسنده : رضوان ; ساعت ۸:۳٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۸ دی ،۱۳۸۳


دانه

دو تا دانه توی خاک حاصلخيز بهاری کنار هم نشسته بودند .

دانه اولی گفت :

" من ميخواهم رشد کنم ! من ميخواهم ريشه هايم را هرچه عميق تر در دل خاک فرو کنم و شاخه هايم را از ميان پوسته زمين بالای سرم پخش کنم ... من ميخواهم شکوفه های لطيف خودم را همانند بيرق های رنگين برافشانم و رسيدن بهار را نويد دهم ... من ميخواهم گرمای آفتاب را روی صورت و لطافت شبنم صبحگاهی را روی گلبرگ هايم احساس کنم "

و بدين ترتيب دانه روئيد .

دانه دومی گفت :

" من می ترسم . اگر من ريشه هايم را به دل خاک سياه فرو کنم ، نمی دانم که در آن تاريکی با چه چيزهايی روبرو خواهم شد . اگر از ميان خاک سفت بالای سرم را نگاه کنم ، امکان دارد شاخه های لطيفم آسيب ببينند ... چه خواهم کرد اگر شکوفه هايم باز شوند و ماری قصد خوردن آن ها را کند ؟ تازه ، اگر قرار باشد شکوفه هايم به گل نشينند ، احتمال دارد بچه کوچکی مرا از ريشه بيرون بکشد . نه ، همان بهتر که منتظر بمانم تا فرصت بهتری نصيبم شود .

و بدين ترتيب دانه منتظر ماند .

مرغ خانگی که برای يافتن غذا مشغول کندوکاو زمين در اوائل بهار بود دانه را ديد و در يک چشم برهم زدن قورتش داد .

.............................. ( پتی هنسن )

**************************

و اما به اين تصوير هم دقت کنيد ............

آرزومند شادی و شادکاميتان رضوان .

  
نویسنده : رضوان ; ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ آذر ،۱۳۸۳


سلام مرا هم بپذيريد .

 

 

سلام .

من حميدم . داداش رضوان .

خوشحال ميشم که مطالب منو هم بخونيد و در موردش نظر بديد .

باسپاس

 حميد

 

  
نویسنده : رضوان ; ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ آذر ،۱۳۸۳


در باب انديشه و تفکر

  وسعت دنياي هر کس به اندازه وسعت انديشه اوست.

                                           ( نيچه )

 

 انديشيدن دشوارترين کار زندگي است و به همين دليل، تنها عده قليلي مي انديشند.

                                           ( فورد )

  

 

 

 

 

 

 

 

          

به ندرت به آنچه که داريم مي انديشيم، در حالي که پيوسته در انديشه چيزهايي هستيم که نداريم.

                                        ( شوپنهاور )

 

فکر کردن چه آسان است و عمل کردن چه دشوار. هيچ چيز در زندگي مشکل تر از اين نيست که انسان افکار خود را به عرصه عمل بگذارد.

                                          ( گوته )

 

موفق باشيد و سربلند .

  
نویسنده : رضوان ; ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ شهریور ،۱۳۸۳


ميلاد مبارکباد

ميلاد سراسر نور

 امام علی (ع)

بر همه ی شما خوبان مبارکباد .

 

  
نویسنده : رضوان ; ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ شهریور ،۱۳۸۳