در حضور دوست (۱)

« يا سيدالسادات »

ای خدا اين وصل را هجران مکن ...... سرخوشان عشق را نالان مکن
باغ جان را تازه و سرسبز دار ........قصد اين بستان و اين مستان مکن
چون خزان ب شاخ و برگ دل مزن .....خلق را مسيکن و سرگردان مکن
بر درختی کآشيان مرغ توست ..............شاخ مشکن مرغ را پران مکن
جمع و شمع خويش را بر هم مزن .....دشمنان را کور کن ، شادان مکن
گر چه دزدان ، خصم روز روشنند .......آنچه می خواهد دل ايشان مکن
کعبه اقبال اين حلقه است و بس ................کعبه اوميد را ويران مکن
نيست در عالم ز هجران تلختر .......هر چه خواهی کن ، وليکن آن مکن
« مولانا »

/ 0 نظر / 3 بازدید