بوی گل ياس سوخته مياد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خورشيدمان در حال غروب کردن است .

برايش دعا کنيد . 

 

يه گل ياس شکسته ، شاخه هاش از هم گسسته

باغبون خسته ی خسته ، کنار گلش نشسته

گل ياس ، ياس بهشته ، روی گلبرگاش نوشته

که فقط تو اين زمونه ، عشق حيدر منو کشته

 

ابر چشماش پر بارون ، ياورش خسته ی بی جون

اشک چشمای علی رو ، ميگيره با دست لرزون

 

مادر جان

نيست شرط وفا که خود روی مرا نبری

مادر جان

شرمنده ام که دستای من سالمه و دستای تو .........

مادر جان

شرمنده ام که من پهلوم سالمه و ................

مادر جان

کاش اون ميخ بجای سينه ی تو ، سينه ی منو ميشکافت .

البته الانم سينه ام شکافته شده اما از غم و درد تو .

از اون حرفت که به علی گفتی شب و زير پيراهن غسلت بده .

آره هيج شوهری طاقت ديدن زخمای تن همسرش و نداره .

قربون تو مادر ، که حتی نميخوای تو رفتنت هم کسی رو آزرده خاطر کنی .  

  

وا مصيبتاه من بعد فراقک

 

/ 0 نظر / 7 بازدید