قافله عشق

یاران ! این قافله ، قافله عشق است

 و این راه كه به سرزمین طف در كرانه

فرات می رسد ، راه تاریخ است

و هر بامداد این بانگ از آسمان  می رسد كه :‌الرحیل ، الرحیل . 

از رحمت خدا دور است  كه این باب شیدایی را بر

مشتاقان لقای خویش ببندد.

اين دعوت فیض آنی است كه علی الدوام ، زمینیان را به سوی آسمان

می كشد و ...

بدان كه سینه تو نیزآسمانی لایتناهی است با قلبی كه در آن ،

چشمه خورشید می جوشد

و گوش كن كه چه خوش ترنمی دارد در تپیدن ؛

 حسین ، حسین ، حسین ،‌حسین .

نمی تپد ، حسین حسین می كند .

یاران ! شتاب كنید كه زمین نه جای ماندن ،

كه گذرگاه است ... گذر از نفس به سوی رضوان حق .

هیچ شنیده ای كه كسی در گذرگاه ، رحل اقامت بیفكند ؟...

و مرگ نیز در اینجا همه با تو نزدیك است كه در كربلا ،

و كدام انیسی از مرگ شایسته تر ؟

كه اگر دهر بخواهد با كسی وفا كند و او را از مرگ معاف دارد ،

حسین كه از من و تو شایسته تر است .

الرحیل ، الرحیل ! یاران شتاب كنید.

   سيد مرتضی آوينی

 

/ 0 نظر / 4 بازدید