سفينه و بادهای دريايی


بعونک يا منتهی الرجايا

سفینه ای که نمی داند در کدام بندر بایستی پهلو بگیرد ،
بادهای دریایی ، او را سرگردان از سوئی به سوئی خواهند کشاند .
( سن کا )

نظر شما چیه ؟؟؟

SP-211.jpg

شعری که تو نوشته ی قبليم بود ، يکی از شعرهای زيبای استاد عزيزم سهيل محمودی بود که فقط نکته ی عزيز تونست به اسم ايشون اشاره کنه .
به رسم یادبود و به رسم اینکه رو قولم باشم ، يه کتاب از کتابای خوب استاد تقديم ايشون ميشه . 35.gif

اما شعری دیگر با زیبایی و لطافتی دیگر :

حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو ، دیوانه شو
وندر دل آتش درآ پروانه شو ، پروانه شو
رو سینه را چون سینه ها ، هفت آب شوی از کینه ها
وانگه شراب عشق را پیمانه شو ، پیمانه شو
هم خویش را بیگانه کن ، هم خانه را ویرانه کن
وانگه بیا با عاشقان هم خانه شو ، هم خانه شو
باید که جمله جان شوی ، تا لایق جانان شوی
گر سوی مستان می روی مستانه شو ، مستانه شو


مولانا


هر چقدر از این شعر لذت بردید ، برام دعا کنید که سخت محتاج دعای خوبانی چون شمایم .

و سلام بر داستان پردازان رمان زيبای عشق باد .

/ 0 نظر / 26 بازدید