مرا کنار مگذار....

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مطلب زيبا و پر محتوای زير رو از وبلاگ عزيزی انتخاب کردم که به همتون خوندن وبلاگش رو توصيه می کنم .  

آهنگری را ميشناختم که با وجود رنجهای متعدد و بيماری‌اش عميقا‌ به خدا عشق می‌ورزيد.

 روزی يکی از دوستانش که اعتقادی به خدا نداشت از او پرسيد: توچگونه می‌توانی خدايی را که رنج و بيماری نصيبت می‌کند دوست داشته باشی؟
آهنگر سر به زير آورد و گفت:
وقتی که می‌خواهم وسيله‌ای آهنی بسازم يک تکه آهن را در کوره قرار می‌دهم. سپس آنرا روی سندان می‌گذارم و می‌کوبم تا به شکل دلخواهم درآيد.
اگر به شکل دلخواهم در آمد ميدانم که وسيلهء مفيدی خواهد بود اگر نه آنرا کنار می‌گذارم...
همين موضوع باعث شده است که هميشه به درگاه خداوند دعا کنم که :

 خدايا!  مرا در کوره های رنج قرار ده  اما مرا کنار مگذار....

 مرا کنار مگذار....

 

/ 0 نظر / 11 بازدید