روباه

 

«روباه »

در هنگام طلوع خورشيد ، روباهی از لانه اش بيرون آمد و با حالتی

سراسيمه به سايه اش نگاه کرد و گفت : امروز شتری خواهم خورد ! سپس

به راه خود ادامه داد و تا ظهر به دنبال شتر گشت . آنگاه دوباره به سايه اش

 نگريست و گفت : آری ! يک موش برای من کافيست !

***********************‌

انصافا ، کار خيلی از ما آدمها مثل اين روباهه نيست ؟؟؟

جا داره که بيشتر به اين موضوع فکر کنيم و حکايت اين روباه رو با کارا و ادعاهای خودمون مقايسه کنيم . اونوقت خيلی حقيقت ها و واقعيت ها برامون روشن ميشه .

خدا کنه که هيچوقت مثل اين روباه مفلوک ، به يک موش بسنده نکنيم .

*****************

زنده و سربلند باشيد ، در پناه همون کسيکه بايد باشيد .

 

/ 0 نظر / 5 بازدید